Despicable me

طی سه چهار روز اخیر دایماً به میدان فاطمی رفته ام تا بتوانم از این آژانس های هواپیمایی یک بلیط ارزان قیمت و بصرفه ی کیش پیدا کنم، طی این سه چهار روز اتفاقات عجیبی برایم رخ داده است، اولین اتفاق دیدن همسر یکی از دوستان دوران دبیرستانم جلوی بیمارستان سجاد بود که خبر در کما رفتن دوستم را در اثر تصادف و ضربه ای که به سرش وارد شده داد، در اثر شنیدن این خبر لحظه ای فرو ریختم و همه چیز جلوی چشمم آمد، به این فکر کردم که ممکن است همین الآن ماشینی بیاید و زیرم کند و همه ی دوندگی هایی که برای بلیط و این چیزها کردم ناگهان به هیچ تبدیل شود، واقعاً انسان موجود عجیبی است در عین قدرت و انرژی و اقتداری که در خود میابد می تواند ناگهان به هیچ تبدیل شود...
دومین اتفاق دیدن اکسم* بود فردی که در سال گذشته حول و حوش همین موقع ها پتانسیل این را داشت تا آن عکسش را که در آن احساس خوشتیپی می کند و عینک دودی زده است و شکم عرق خوری اش را جلو داده و پشتش خرابه ای از گمانم شهر ایلام قرار دارد و سگک کمربندی که بشکل حرف اول نامم است را به کمرش بسته را پرینت بگیرم و روی دارت بگذارم و شوشولِ کوچکش را با سوزن دارت نشانه بگیرم و بعد از اصابت هار هار بخندم؛ ولی هر سال دریغ از پارسال و هنگامی که از کنارم رد شد انگار هیچ کس و هیچ چیز از کنارم رد نشده، باز هم باورم نمیشود انسان در حالی که می تواند نسبت به فردی احساس خشم و نفرت داشته باشد گذر زمان آن خشم و نفرت را در خود ببلعد و آن شخص با خط کشی های کنار خیابان برایش توفیری نکند، به راستی این زمان چیست؟ این گذر زمان چیست؟ نمی دانم باورم نمیشود من به تنهایی بتوانم این همه بعد داشته باشم و در عین حال هم هیچ بعدی نتوانم داشته باشم.

*: اکس یا همان ex-friend به نامزد یا دوست پسر سابق میگویند (پیشوند ex در زبان انگلیسی بمعنای پیشین میباشد.) 

۰۶ مهر ۹۷ ، ۲۳:۰۱
سین الف

بچه ها این گربه هه بد جور ر..ده!

دیگر وقت آن رسیده که همگی بزنیم برویم به سرعت برق و باد و بزنیم و برویم از اینجا؛
ولی کجا برویم؟ به که پناه بیاوریم؟ به کسانی که همه رقم حقه بازی و عوضی بازی از ما جماعت ایرانی دیده اند؟ 
ما ایرانی ها چه هستیم؟ 
بگذارید به روشنی بگویم، ما ایرانی ها مردمانی هستیم با قد های کوتاه، چهره های خیلی معمولی با بینی های بزرگ، بدن هایی پر از مو و ادعایی به بزرگی کهکشان ها، مغزی بزرگ برای حقه و نیرنگ، دارای سیاست های کثیف برای پیشبرد اهداف شخصیمان، همانگونه که تاریخ نشان داده شاه و شاهزاده که از جنس خود مردم بوده به آنها خیانت کرده و آخوند و آخوندزاده نیز به همین نحو!
زنگ میزنیم به بهانه ی برنده شدن در قرعه کشی شماره کارت چند ساده لوح و رمزش را میستانیم!
زنگ میزنیم و می گوییم تورو خدا به دامادت زنگ نزن و قاه قاه میخندیم!
به عابران پیاده می گوییم پول بلیط ندارم و مسافرم و از هزاران عابر پیاده پول بلیط میستانیم و باز هم به ترمینال نمیرویم!
هر جنسی که داریم و نداریم را احتکار می کنیم تا بگندد و منقضی شود و نه خود خوریم، نه کس دهیم، سنده می کنیم و به سگ میدهیم!
عصاره ی مملکتمان که جوانان نخبه و ساده اند را با شامورتی بازی هامان دستشان می اندازیم و از مملکت خودشان فراری اشان می دهیم تا بروند برای ممالک دیگر بسازند و آبادشان کنند و به آن طفلکی ها هم به چشم غریبه نگاه کنند!
کاش نسلمان منقرض شود مرده شور همه مان را با آن تمدن نداشته ی مان را ببرند که آدم نمی شویم و همه جای دنیا به عنوان گند و کثافت ازمان یاد می کنند!
بچه ها این نقشه ی جغرافیاست...

۱۹ مرداد ۹۷ ، ۲۲:۲۰
سین الف

آر یو فرام کوفه؟

مصداق بارز "کسی که به ما نر..ده بود کلاغ کـ..ن دریده بود" را در خبر زیر مشاهده می کنید...

۱۷ مرداد ۹۷ ، ۱۶:۳۶
سین الف

همه ارازل جلوشون هله هولن*

بنظر منم اینکه نافتونو میندازین بیرون و میاین جلو دوربین قرش میدین خیلی زشته آدم حالی به حالی میشه خب،بنظرم بهتره بگیرنتون تا معلوم بشه به موساد وصلید یا چه میدونم جاسوس کدوم جهنم دره ای هستید، ما که خر نیستیم بالاخره میفهمیم کسی که میاد باسنشو از این ور میده اون ور از اون ور میده اینور حتماً از طرف غرب داره ساپورت میشه و اهداف قوی سیاسی داره، حالا دختر دبیرستانی هست که باشه، خود آقایی من اصلاً نمیرفت سرکار، همش مینشست خونه میرفت زیر میز ناهارخوری یواشکی اینستا نگاه میکرد بعدم دیگه منو دوست نداشت، شما نمی فهمین همه ی مشکلات ما از بی برقی گرفته تا بی آبی و گرما و فساد و اینا همش زیر سر ایناس که میرقصن، خدا خیرتون بده که گرفتینشون، بقیشونم بگیرین که همه ی مشکلاتمون حل بشه، بوج بوج...

*:آهنگ حاج آقا هیچکس

۲۲ تیر ۹۷ ، ۱۲:۳۷
سین الف

کشتی نوح

من اگر جای شما میبودم کلیه هایم را هم میفروختم و سکه و طلا و آیفون X میخریدم، من اگر جای شما میبودم از اندک حقوق بخور و نمیرم هم میزدم و سکه و ماشین میخریدم، من اگر جای شما بودم از هیچ تلاشی فروگذار نمی کردم تا به اقتصاد ضربه بزنم، شما هم تلاشتان قابل ستایش است ولی کم است، باید  فرش زیر پایتان هم بفروشید و ارز بخرید، این حرفها هم که می گویند کشتی ای که خودتان سوارید دارید سوراخ می کنید به یک ورتان حساب نکنید، ضربه بزنید و بخرید و خودتان را خفه کنید، باشد که همه ی تان توی همین ضربه زدن ها و زیرِ آبی که در کشتی تان آمده خفه شوید، بلکم شاید نسلتان منقرض شود؛

۱۲ تیر ۹۷ ، ۰۹:۱۸
سین الف