و سوگند به جاهای پر شده

روز اولی که دیدمش شب را تا صبح نتوانستم بخوابم، دیر به دیر می دیدمش ولی هر بار که دیدار تازه می کردیم همان بساط بود و من تا صبح فردا نمی توانستم بخوابم، علاقه ام هر بار از بار قبل کمتر میشد ولی باز هم دیدنش خوابم را زایل می کرد، وقتی که برای همیشه گورش را گم کرد و روی دکمه اش را فشار داد مدتها خوابیدم، آسوده و آرام و بدون دغدغه، آنقدر خوابیدم که شاید می توان گفت ساعات خوابم به دوران نوزادی ام برگشته بود، تنها چیزی که از بودنش عایدم شده بود تحقیر و استرس و بی خوابی بود و تنها چیزی که از رفتنش نصیبم شد خواب زیاد، گاهی احساس می کنم تنها مأموریت این را داشت که بیاید و مدفوع کند به خواب و تایم و روال عادی زندگی و بدنم و برود، مع الوصف حالا که نیست جایش گل نگذاشتم، جایش بدون معطلی پر شد، ولی جای پر شده اش هیچ وقت نتوانست با بی خوابی بیاید سراغم.
۲۷ خرداد ۹۷ ، ۲۰:۳۸
سین الف

با قِر انگیزترین حالت تهران چه کنم؟

بیایید همینجور که به خیابان ها ریخته ایم و داریم برای گلی که بازیکن بخت برگشته ی مراکش اشتباهاً به خودشان زد خوشحالی میکنیم فکر فردا ها را دیگر نکنیم، البته انگار خودمان کرم داریم و حال می کنیم تا دروغ صدر نشینی موقتمان را باور کنیم و دروغ بردنمان را باور کنیم، اشکالی ندارد یک شب به خیابان ها ریختن می ارزد به گرانی قیمت ارز و گرانی گاری های خودروسازی ها و گرانی شیر مرغ تا جان آدمیزاد، چه اهمیتی دارد که زنانمان نمی توانند به ورزشگاه بروند، بیایید نقد را رها نکنیم و نسیه را بچسبیم، بیایید قر بدهیم و در شادی هم شریک باشیم،  شادی گلِ نزده ی مان، البته در این موارد بد جوری پشت همیم کما اینکه تاریخ شاهد باختمان مقابل آرژانتین بوده و ما باز هم میدان را خالی نکرده و در خیابان ها قر کمر دادیم؛

 نمی دانم که هستید و چه هستید که چنین چیزهایی راضی تان می کند ولی در هر حال، خوشبحالتان...


۲۶ خرداد ۹۷ ، ۲۰:۳۳
سین الف

پستان به دهن گرفتن آموخت

آقایی املوز اجازه نداد بازی اروگوئه و مصر رو ببینم اولاً چون نوک ممه اروگوئه ایا زده بود بیرون، دوماً چون مثل اینکه اروگوئه یه بازیکن داله که گاز میگیره، آقایی میترسه منم یاد بگیرم و گاز بگیرم،آقایی خیلی رو نوک ممه حساسه آخه نوک ممه جای مهمیه خب، شما خودتون یادتون میاد سر قضیه نوک ممه گرگای رم چه قیامتی شده بود،  چند تا جووون تو بخش سانسور صدا و سیما به گناه افتادن، خدا نگذره ازشون، جنگ روانی که میگن همینه، به زمین گرم بخورن به حق پنج تن، خب آقایی هم صلاح نمی دونه من چشمم به نوک ممه نامحرم بیفته، البته من خودم نوک ممه دارم، ولی خب مردا هم نوک ممه دارن، لابد یه چیزی هست که نوک ممه انقد مهمه دیگه، خدا کنه سر ایران مراکش لباسای تنگ تنشون نکنن تا آقامون اجازه بده منم بازی ملیمونو ببینم^_^

۲۵ خرداد ۹۷ ، ۱۸:۲۵
سین الف

عیدی من یادت نره

عیدتان مبارک روزه داران، عیدتان مبارک مسلمانان، عیدتان مبارک روزه نگیران، میدانم که شما هم کمتر از روزه داران سختی و مشقت نکشیدید، شما که تکلیفتان معلوم است کنده های داغ را خداوندگار برایتان آماده کرده است تا در شما فرو بنماید، ولی شما روزه داران چه کاشتید و چه درو کردید؟ طعم فقر و گرسنگی را خوب چشیدید نه؟ قشنگ فهمیدید بی آبی چگونه سرویس می کند؟ توجیه شدید که نباید به زنان بد حجاب دست درازی کنید؟  حال که عیدتان فرا رسیده بخورید و بیاشامید و دست درازی بکنید، خوشبحالتان که عایدی تان چنین چیز های گوهرباری بوده، و بدا بحال آن هایی که زندگی عادی و معمولی خود را پیش بردند و سر ساعت بیولوژیکی همیشه شان شام و نهار تناول کردند، بنده بعنوان برگزیده ی خداوند همه ی آن ها را ملامت می کنم چرا که آنقدر بی تربیت و بی شعورند که گاه به چشم میخورد که در انظار سیگاری روشن می کنند و آدامسی میجوند و توی پلاستیک مشکی ساندویچ سردی می خرند، چرا که وقتی شما روزه اید و ارواح عمه تان دارید با نفس سرکشتان ستیز می کنید آنها باید هوای شما را همچون یک زن ویار دار داشته باشند، چرا که شما همه چیزتان عبادت است،  اعم از اخلاق سگی تان، بوی بد دهانتان و زهدِ تزویری تان؛

حالا دیگر عیدتان فرا رسیده فرصت خوبی است برای درو کردن آنچه که کاشتید به پا خیزید از فردا صیغه ی ساعتی، شکست دل دختر(پسر) مردم،  دست درازی و احساس زرنگی کردنتان را از سر گیرید، هر چند بعید میدانم زمانی که روزه بودید از این نجاست هایتان دست برداشته باشید،  همان خدایی که با وی تسویه حساب و بده بستان کردید خبر دارد که اینگونه آه خلق الله دنبالتان است؟ 

حالا که خوب خدا را شناختید و بوی او را استشمام کردید ببینم در سایر ماه های سال چه می کنید،  این گوی و این میدان... 

۲۵ خرداد ۹۷ ، ۱۷:۰۰
سین الف

من پریشانم و او گیره به گیسو زده است

بندگان عصیانگر، گمان نکنم نیازی باشد تا آتش به اختیاری خودم را برای شما توجیه کنم چرا که این را دیگر هر خری میداند که پیامبر خدا آتش به اختیار است و می تواند تا مرحله ی دبه ی اسید و پنجه بوکس و همه ی این ها برود و دکمه ی همه را بزند؛

میدانید چه شده؟ یکبار دیگر ببینم گیس هایتان از گوشه ی روسری تان، از زیر مقنعه ی تان، از پشت شالتان، معلوم است، موزر بر میدارم کچلتان می کنم تا متوجه بشوید دیدن موهای از مقنعه و روسری بیرون مانده چه دردی در زیر شکم جماعت ذکور می پیچاند، تازه من خودم پیامبرم و از هرگونه بوالهوسی و بی ناموسی گری بری هستم ولی شما خودتان یک لحظه خودتان را جای یک مرد بیچاره بگذارید که یک گُله مو در باد دارد برایش تکان میخورد، این مرد آن لحظه را تصور می کند که موی شما توی چشمتان آمده و دارد میپیچاند پشت سرتان تا صورت شما را ببیند، خب شما خودتان باشید منحرف و تحریک نمیشوید؟  به کجا دارید میروید؟ بنیان چند خانواده را میخواهید به فنا بدهید؟ شما نمی دانید مردان تا بحال مو ندیده اند و یک هو ممکن است بروند از زنشان تقاضای مو کنند؟ چه کسی پاسخ گوست؟ واقعاً که...

آن موزِر من کو؟

۲۳ خرداد ۹۷ ، ۱۹:۵۳
سین الف