۵ مطلب با موضوع «و برانگیخته شدم تا...» ثبت شده است

کشتی نوح

من اگر جای شما میبودم کلیه هایم را هم میفروختم و سکه و طلا و آیفون X میخریدم، من اگر جای شما میبودم از اندک حقوق بخور و نمیرم هم میزدم و سکه و ماشین میخریدم، من اگر جای شما بودم از هیچ تلاشی فروگذار نمی کردم تا به اقتصاد ضربه بزنم، شما هم تلاشتان قابل ستایش است ولی کم است، باید  فرش زیر پایتان هم بفروشید و ارز بخرید، این حرفها هم که می گویند کشتی ای که خودتان سوارید دارید سوراخ می کنید به یک ورتان حساب نکنید، ضربه بزنید و بخرید و خودتان را خفه کنید، باشد که همه ی تان توی همین ضربه زدن ها و زیرِ آبی که در کشتی تان آمده خفه شوید، بلکم شاید نسلتان منقرض شود؛

۱۲ تیر ۹۷ ، ۰۹:۱۸
سین الف

عیدی من یادت نره

عیدتان مبارک روزه داران، عیدتان مبارک مسلمانان، عیدتان مبارک روزه نگیران، میدانم که شما هم کمتر از روزه داران سختی و مشقت نکشیدید، شما که تکلیفتان معلوم است کنده های داغ را خداوندگار برایتان آماده کرده است تا در شما فرو بنماید، ولی شما روزه داران چه کاشتید و چه درو کردید؟ طعم فقر و گرسنگی را خوب چشیدید نه؟ قشنگ فهمیدید بی آبی چگونه سرویس می کند؟ توجیه شدید که نباید به زنان بد حجاب دست درازی کنید؟  حال که عیدتان فرا رسیده بخورید و بیاشامید و دست درازی بکنید، خوشبحالتان که عایدی تان چنین چیز های گوهرباری بوده، و بدا بحال آن هایی که زندگی عادی و معمولی خود را پیش بردند و سر ساعت بیولوژیکی همیشه شان شام و نهار تناول کردند، بنده بعنوان برگزیده ی خداوند همه ی آن ها را ملامت می کنم چرا که آنقدر بی تربیت و بی شعورند که گاه به چشم میخورد که در انظار سیگاری روشن می کنند و آدامسی میجوند و توی پلاستیک مشکی ساندویچ سردی می خرند، چرا که وقتی شما روزه اید و ارواح عمه تان دارید با نفس سرکشتان ستیز می کنید آنها باید هوای شما را همچون یک زن ویار دار داشته باشند، چرا که شما همه چیزتان عبادت است،  اعم از اخلاق سگی تان، بوی بد دهانتان و زهدِ تزویری تان؛

حالا دیگر عیدتان فرا رسیده فرصت خوبی است برای درو کردن آنچه که کاشتید به پا خیزید از فردا صیغه ی ساعتی، شکست دل دختر(پسر) مردم،  دست درازی و احساس زرنگی کردنتان را از سر گیرید، هر چند بعید میدانم زمانی که روزه بودید از این نجاست هایتان دست برداشته باشید،  همان خدایی که با وی تسویه حساب و بده بستان کردید خبر دارد که اینگونه آه خلق الله دنبالتان است؟ 

حالا که خوب خدا را شناختید و بوی او را استشمام کردید ببینم در سایر ماه های سال چه می کنید،  این گوی و این میدان... 

۲۵ خرداد ۹۷ ، ۱۷:۰۰
سین الف

من پریشانم و او گیره به گیسو زده است

بندگان عصیانگر، گمان نکنم نیازی باشد تا آتش به اختیاری خودم را برای شما توجیه کنم چرا که این را دیگر هر خری میداند که پیامبر خدا آتش به اختیار است و می تواند تا مرحله ی دبه ی اسید و پنجه بوکس و همه ی این ها برود و دکمه ی همه را بزند؛

میدانید چه شده؟ یکبار دیگر ببینم گیس هایتان از گوشه ی روسری تان، از زیر مقنعه ی تان، از پشت شالتان، معلوم است، موزر بر میدارم کچلتان می کنم تا متوجه بشوید دیدن موهای از مقنعه و روسری بیرون مانده چه دردی در زیر شکم جماعت ذکور می پیچاند، تازه من خودم پیامبرم و از هرگونه بوالهوسی و بی ناموسی گری بری هستم ولی شما خودتان یک لحظه خودتان را جای یک مرد بیچاره بگذارید که یک گُله مو در باد دارد برایش تکان میخورد، این مرد آن لحظه را تصور می کند که موی شما توی چشمتان آمده و دارد میپیچاند پشت سرتان تا صورت شما را ببیند، خب شما خودتان باشید منحرف و تحریک نمیشوید؟  به کجا دارید میروید؟ بنیان چند خانواده را میخواهید به فنا بدهید؟ شما نمی دانید مردان تا بحال مو ندیده اند و یک هو ممکن است بروند از زنشان تقاضای مو کنند؟ چه کسی پاسخ گوست؟ واقعاً که...

آن موزِر من کو؟

۲۳ خرداد ۹۷ ، ۱۹:۵۳
سین الف

و سوگند به دکمه های اتومات...

جا دارد اولین پُستِ غیر شخصی ام را درباره ی دکمه ها اینجا بزنم، در این یک مورد خاص باید عرضم را بحضورتان برسانم که این یکی دکمه را بنده نزدم و خودش زده شد، مبادا خاطرتان مکدر شود که وزیر جوان و گوگولی ارتباطات دستش روی دکمه رفته ها، آخر وزیر جوان و دهه شصتی قول داده که دستش روی دکمه نرود و من خودم به همه ی تان قول میدهم که جای دیگرش هم روی دکمه ی فیلترینگ نرود، دکمه ی فیلترینگ خودش زده شد جهرمی جوجوی منم که خودتان دیدید تا مرز استعفا هم رفت و ممنوع التصویرم شد، اگر شما خودتان صلاح خودتان را نمی دانید جیجرهای من که می دانند، طوری به بهشت میرسانندتان که چشم باز کنید و ببینید در بغل حوری ها و احور ها دراز کشیده اید و دارید بوس میستانید؛

و توی چه می دانی بهشتِ زورکی چیست؟ قسم به روزی که وارد بهشت شوید و تلگرامتان باز شود و دانلود ها به ترفة العینی انجام شود، اشتباه نکنید اینها حق طبیعی شما نیست، این ها جزای اعمال نیک شماست و جزای پشت فیلتر ماندن ها و غافل ماندتان از وضع موجود در مملکتتان است...

۲۵ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۲:۱۰
سین الف

دورت بگردم قشنگم

ای بندگان خطا کار!

می دانید عاقبتِ همه ی رابطه های پنهانی و غیر پنهانی و قشنگم و مشنگم و آنهایی که به ازدواج ختم میشوند و آنهایی که به بزن در رو بازی ختم میشود چیست؟ یک چیز و آن هم لست سین عه لانگ تایم اِگو میباشد، حواستان باشد گفتم رابطه ها، نگفتم عشق ها، حواستان باشد که عشق در لحظه اتفاق می افتد و در لحظه از بین میرود، حواستان باشد عاشق حیوانات نشوید، چرا که عشق بازی با آنها در لحظه ارضایتان می کند ولی به مرور شما را خواهد فرسایید، حیوانات در ظاهر با شما عشق بازی می کنند و در باطن شما را میدرند؛

بندگانِ عصیان کارم! به هوش باشید که گاه شیطان در کالبدِ معشوق ظهور می کند و در کالبد معشوق شما را با خاک یکسان خواهد کرد، شیطانی که نه سیب تعارف می کند و نه گندمی برای عرضه دارد و حتی از شیره ی وجودی شما می مکد؛

بنده از وقتی که مبعوث شدم دیگر عاشق نشدم هر چند افرادی شایسته و بایسته در پیش رویم قرار گرفته و یکیشان خیلی خوب بود همگی بگید ما شالله...

بندگانِ غرق در گناهم! حواستان باشد، که بشر فقط یک بار از میوه ی ممنوعه تناول کرد که دهنش را سرویس نموده و او را به فاکِ عظما دادند، بار دوم اگر از این نجاست ها می خورد جمجمه اش را خرد کرده و همانا زندگی با جمجمه ای خرد شده از اخراج شدن از بهشت، عذابیست بس دهن سرویس کن تر.


۲۴ آذر ۹۶ ، ۰۳:۱۸
سین الف